نماز و روزه های همه قبول باشه و در این شب های قدر ما رو هم فراموش نکنین.
امروز در طی تماس های تلفنی مکرر ما به مدرسه احضار شدیم.تو تلفن به ما گفتن باهامون جلسه دارن.من با خودم گفتم ما که داخل آدم محسوب نمی شیم پس لابد به رسم هر سال رتبه های برتر رو دعوت کردن بلکه ما عبرت بگیریم.ولی تصورم غلط بود.رفتیم و بعد از این نیم ساعت معطلی و ول چرخیدن تو راهروها و مرور چندباره لیست اسامی کلاس بالاخره ناظم محترمه سخنرانیشون رو شروع کردن.ناظم محترم ما در حین سخنرانی عنایات خاصی نسبت به ما مبذول داشتند و فرمودند اگر بنا به اخراج کردن دانش آموزان بود ما امسال در خدمت عده کثیری از شما نبودیم.همچنین وی ما را با الفاظی بسیار محترمانه مانند دمل چرکی لجن و... خطاب کردند که مرده شور شرور اذعان داشت فقره لجن به وی تلمیح دارد.ناظم عزیز ما در مورد مانتوهای بسیار زیبای ما هم نظراتی دادند از آن جمله که دست به مانتوهاتان نزنید.البته فکر نکنید خدای نکرده مانتوهای ما قالب تنمان است و قصد فشن کردن مانتو هایمان را داشتیم بلکه این مانتوها چند سایزی با سایز ما فاصله داشتند و به دلیل رنگشان ما با مستخدمین بیمارستان عوضی گرفته می شدیم.البته ما بسیار شکر گزاریم که با مستخدمین بیمارستان عوضی گرفته می شویم نه مثل پارسال با اشخاص روانی در تیمارستان ها.
پس از ۴۵ دقیقه گوش سپردن به صحبت ناظم نوبت به مدیر رسید.
بر خلاف ناظم مدیر با لحنی خوب با ما صحبت کرد و من حرف خاصی درباره ایشان ندارم.انشاالله هرچه از خدا می خواهند به ایشان داده شود.(اصلا فکر نکنید قضیه پاچه خواریه!خداییش مدیر خیلی خوبی داریم.)
مرده شور ذلیل مرده