تبليغاتX
یه مشت مرده شور - من اومدم................
زندگی چیزی نیست که لب طاقچه ی عادت از یاد من و تو برود
من مرده شور بو قلمون صفت این متن را در حالی مینویسم که اشک در چشمانم حلقه زده است .

(توجه داشته باشید کسی نباید گریه ی مرد رو ببینه .)

راستش دلم خیلی واسه مرده شستن تنگ شده بود .هرروز مرده شور ذلیل مرده و زیگیل میومدن و از مرده های چاق و چله ای که شسته بودن تعریف میکردن ومن دلم میخواست . میگفتن که بازدیدکنندگان جنازه ها از ۶ نفر هم بیشتر شدن .

اما حیف که تخت مرده شور خونه ی ما خراب بود و کسی هم به دادمان نمی رسید آخه فکر نمی کردن که کی باید جواب قبرستونای پرپیچ و خم مردم رو بده ؟

برای پیدا کردن استعاره ها جایزه میگزاریم .در صورت لزوم می توانید از سرکار خانم امیری هم مدد بگیرید البته اگه جرئتشو دارید 

راهنمایی :در خط دوم تلمیح دارد به یه عالمه چیز مشکی نازک که پشت لپ میرویدو جدیدا بعضی ها بهش گیر دادن تا ببینیم بعد عید خدا چی میخواد

قربان شما

مرده شور بوقلمون صفت 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 21:52  توسط یکی از مرده شورها  |