|
|
|
|
|
من یه مرده شور تنهام.یه مرده شور خسته.یه مرده شور افسرده.یه مرده شور بدبخت.
الآن مرده شور زیگیل و بوقلمون صفت دارن تو راه پیمایی خوش می گذرونن در حالیکه من اینجا غمباد گرفتم.نپرسین چرا نرفتم.چون داغ دلم تازه میشه. بگذریم.اون روز در حالیکه بزن وبرقص تو کلاس داشتیم.معلم دینی یهو از غیب ظاهر شد ومارو مورد عتاب وخطاب قرار داد.ما هم پشت دستمونو داغ کردیم. کارنامه های مارو دادن ولی بی معدل جالب نیست؟ ارادتمند مرده شور ذلیل مرده |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 11:29 توسط یکی از مرده شورها
|
|
||