تبليغاتX
یه مشت مرده شور
زندگی چیزی نیست که لب طاقچه ی عادت از یاد من و تو برود
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 19:56  توسط یکی از مرده شورها  | 

 

·       به نام خدا *

·       اگه یه روز بفهمی که اون دوستایی که فکر میکردی خیلی دوستت دارن از پشت بهت خنجر زدن چه حسی بهت دست میده؟ به خصوص اگه اون دوستات مرده شور هم باشن .

من یه دختر تنها هستم که هیشکی منو دوست نداره برای اینکه همه رفتن سینما و من رو به صورت کاملا ظالمانه تنها گذاشتن.  درحال حاضر بسیار گرسنه هستم وتنها2 راس انسان در خانه در حال خرخونی اند و من افسردگی حاد گرفتم.تازه یکی از این 2راس زد ناهارمون رو سوزوند . خونه هم کلی کثیفه . حالا اگه شما جای من بودین ترجیح میدادین با چه وسیله ای خود کشی کنید ؟ قرص ؟ نه این برای من خوب نیست چون مامان معتقده که بعد از تناول مقدار زیادی قرص باید بریم بیمارستان و این خرج اضافیه!! پس ما از طناب دار استفاده میکنیم. ... اما نه اینم خوب نیست چون که سقف ما همینجوری هم که نگاش میکنی میریزه چه برسه یه هیکل خپل رو ازش آویزون کنی. پس میریم سراغ زدن شاهرگ .ای بابا اینم که نمیشه چون گفتم که 2 راس آدم تو خونه اند وهمین الان هاست که بیان بگن پاشو خونه رو تمیز کن وتا اون موقع من دارم نفسای اول رو میکشم و تا نفسای آخر خیلی مونده .و موضوع لو میره (البته از این 2 راس بعیده که بتونن کاری بکنن. اما شرط احتیاط واجبه). خوب خودمو از پنجره میندازم بیرون. نه بازم مامانم معتقده که اگه خودتو بندازی بیرون ممکنه نمیری و فلج شی و من هم حوصله ندارم که بیام زیرت لگن بذارم !!! آخه دیگه هیچ راهی نمیمونه . بدبختی به اوجش رسید عمق فاجعه رو ببینید حتی نتونی خودتو خلاص کنی. من رفتم بمیرم نه رفتم ناهار سوخته و سرطانی بخورم شاید با این کار خلاص شم . البته طی مرور زمان.

مرده شور بو قلمون صفت

خدافس

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 17:14  توسط یکی از مرده شورها  | 

گل دوم توسط نکونام به چین

ایران با ۲ نیمه ی متفاوت تونست برابر چین به تساوی برسه .  در آخر هم نکونام شد بهترین بازیکن رودباریان هم .....

امیدوارم که دیگه اینقدر مزخرف بازی نکنن و شاید باید از والیبالیستها یاد بگیرن

راستی ماه رجبم تبریک  خدافس

مرده شور بو قلمون صفت

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 22:48  توسط یکی از مرده شورها  | 

سلام حالتون چطوره؟

حتما که بازی ایران رو دیدید در اینجا به تحلیلی از بازی ایران میپردازیم :

ساعت 1:30 4شنبه. فردوسی پور، کریمی و فنایی توی استودیو نشستن. در همین حین مزدک تلفن میزنه و تراوش اطلاعاتی میکنه . 10دقیقه بعد بازی شروع میشه .صدای مزدک نمیاد .و فردوسی پور شروع به گزارش میکنه .وبعد از  چند دقیقه به ما اطلاع میدن بچه های تیم ملی هنوز خوب جا نیفتاده اند و باید چندتا قل(با ضمه) دیگه هم بخورنو ما هم سر دیگ رو میزاریم روش ومنتظر میمونیم تا خوب جا بیفتن.اما ما حواسمون پرت میشه و دیر در دیگ رو برمیداریم .به خاطر همین بچه ها زیاد قل میخورن و یه گل به خودمون میزنن. در اینجا دو مساله طرح میشه :

1)       رودباریان زیاد قل خورده

2)   رضایی زیاد جا افتاده

خلاصه در اینجا متوجه میشیم که خط هافبک وحمله اصلا جا نیفتادن برای همین میریم سراغ دیگ تا ببینیم دیگ دارای چه مشکلی است که یه گوشش زیادی میقله و یه گوشه ی دیگه اصلا نمیقله؟؟؟ در این حین صدای مزدک میاد البته با داداش دوقلوش و تلوزیون ترجیح میده برای اینکه پارتی بازی نشه بزارن همون فردوسی پور گزارش کنه .

خلاصه با هر بدبختی نیمه ی اول تموم میشه و ما منتظر نیمه ی دوم میمونیم.

نیمه ی دوم شروی میشه با 2تا تعویض خوب. در ضمن صدای مزدک هم وصل میشه و ما اصلا نمیفهمیم که داره از تلفن گزارش میکنه. توی نیمه ی دوم بچه ها خوب بازی میکنن و 2تا قلم (گلم) میزنن. در ضمن رودباریان هم یه کارایی میکنه . قلعه نویی هم برای اینکه مردمی تر بشه الکی یه بطری پرت میکنه ودو تا فحشم میده تا داور بفرستتش بین مردم.این میشه که بازی تموم میشه و سری به استدیو میزنیم ومیبینیم که فیروز کریمی و فنایی به خاطر زحماتی که در طول این 2ساعت کشیدن 2تا LCD tv جایزه میگیرن و اصلا لو نمیدن که دارن از خوشحالی پرواز میکنن.

خدافس     مرده شور بو قلمون صفت

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 15:24  توسط یکی از مرده شورها  | 

*به نام خدا *

سلام !خوبین ؟ بعد از مدت کوتاهی (هرکی شک داره فردا بیاد دم باغچه کارش دارم) اومدم تا تراوشات مغزی و قلبیم رو بیرون بریزم .

2 روز که جام ملتهای آسیا شروع شده . جامی که برای اولین بار 4تا میزبان داره . و در یکی از این بازی ها ویتنام شگفتی آفرید و 2 هیچ امارات رو برد . استرالیا هم که انتظارات ازش بالا بود مقابل عمان با زور در دقایق آخر مساوی کرد . (1_1) . خلاصه همه ی میزبانها به جز مالزی (5-1 باخت ) شگفتی آفریدند. وایران هم 4 شنبه بازی داه با ازبکستان . امیدواریم که ببریم .ایشاالله.

خوب دیگه راستی تیم والیبال جوانان آسیا هم گل کاشت و با پیروزی بر قهرمان اروپا (بلغارستان ) و ایتالیا و متاسفانه باخت دربرابرکوبا وامروز هم برد در برابر ژاپن علاوه براینکه به دور بعد صعود کرد ،بهترین تیم گروه ه هم شناخته شد .

امید به قهرمانی جهان

کاری ندارین ؟ بای بای

مرده شور بو قلمون صفت

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 20:31  توسط یکی از مرده شورها  | 

 

سلام

بالاخره نیمه ی اول تیر گذشت و من در مقابل خریدن مجله فوتبال مقاومت کردم و الان هم ترک کردم (البته امیدوارم).اگه چند وقتی بود که اپ نمی کردم برای این نبود که به بقیه فرصت اپ کردن بدم بلکه برای این بود که من رو به تخت بسته بودند و نمی تونستم از جام تکون بخورم و توی ترک به سر می بردم. الان یه کمی دچار افسردگی شدم و اگه این جوری پیش بره شاید دفعه ی بعد در گورم وبلاگ رو اپ کنم (می خوام وصیت کنم یه کامپیوتر بذارن توی قبرم که اگه شد توی اون دنیا ازش استفاده کنم و وبلاگ رو اپ کنم ) . راستی از اون دنیا میشه به اینترنت وصل شد ؟

چند روز دیگه مدرسمون باز میشه و من خیلی خیلی خوشحال هستم ()و لی فعلا شدت خوشحالیم باعث نشده که در پوست خودم نگنجم.

والده ی گرامی تصمیم گرفت که من در تابستون با اتوبوس به مدرسه برم و سرویس نگیرم و من هم هیچ مخالفتی نکردم (مگه جرأت دارم ) . با این حساب بازی های جام ملت ها رو نصفه و نیمه می بینم . (البته اگه تا اون موقع زنده باشم پس توی وصیت نامم می نویسم که یه تلویزیون هم توی قبرم بذارن.)

خدانگهدار تا بعد

   شاید در قبر

مرده شور زیگیل

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 11:34  توسط یکی از مرده شورها  | 

به نام خدای آمرزنده

سلام بچه های آشنا و نا آشنا ! حاتون چطوره؟

هیچ دقت کردین که باید از 4 شنبه بریم توی شکنجه گاهی به اسم مدرسه ؟ البته ابن موضوع رو بچه های آشنا بهتر درک میکنن. ای بابا ولش کنیم اصلا با غصه  چیزی حل نمیشه . باید یه شورش درست و حسابی راه بندازیم . راستش من دیشب قبل از خواب نقشش رو کشیدم : وقتی وارد مدرسه شدیم .،من به طرف دفتر میرم . مرده شور ذلیل مرده هم منو پشتیبانی میکنه . اون وقت زمانی که مرده شور زیگیل داره رد میشه ، من یه دونه کلت به طرفش پرتاب میکنم. اون هم دوتا ملق میزنه و در حالی که بلند بلند ذکر میگه از مرده شور بی خیال میخواد که به قلب خانم یزدی یه دونه تیر شلیک کنه . اون هم همین کار رو میکنه . بعدش من در دفتر رو با لقد میشکونم و مرده شور ذلیل مرده یه تیر میزنه توی مغزخانم رفیعی و منم یه دونه میشلیکم تو قلب خانم نصیری. در این بین 10 نفر از دوم های سابق و سوم های حاضر در اثر از دست دادن معشوقه هاشون تشنچ کرده و میمیرن . خلاصه بعدش هم پلیس مبارزه با اشرار میاد و مرده شور شرور رو (به خاطر تطابق یک  به یک یا همون اسمی ) میبرن تا دار بزنن.  خوبه؟ نه؟

خدافص

مرده شور بو قلمون صفت

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 18:5  توسط یکی از مرده شورها  | 

من مرده شور ذلیل برده سلام می کنم من وقت زیادی ندارم وتا مامان نیومده باید هم ۲ وبو آپ کنم هم کلی نظر بدم پس بای

فقط می خواستم همینو بگم

در ضمن رنگ فالب هم با وجود دو اس اسی نباید قرمز باشه

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 12:0  توسط یکی از مرده شورها  | 

به نام خدا

سلام ! خوبین؟

خوب من مرده شور بو قلمون صفت پس از مدتهای مدیدی با رخصت از مرده شور زیگیل تصمیم به آپیدن کردم. البته این تصمیم من به مدتهای خیلی قبل تر از عصر حجر بر میگردد.

خوب حتما شایدم اصلا بازی( ایران _ زیر 23 سال غنا)  رو دیدین که 4 _ 2 شد . با 2گل عنایتی ، یکی عقیلی و یکی هم نکونام . امروز یکی از روزنامه ها نوشته بود آماده برای قهرمانی آسیا.؟؟؟  این نوشته منو یاد سال پیش دقیقا یک ماه قبلتر انداخت . ولی با این تفاوت که اون موقع ما تو آلمان به صعود از گروهمون راضی بودیم .در این بین بود که یه برنامه ی دل خوش کن به اسم یار دوازدهم شروع به پخش کرد . جالب بود کلی آهنگ توپ وکلی حرفای توپ .اونجا هم میگفتن آماده برای براورده کردن انتظارات . بازیکن ها هم با هم خیلی ریفیق بودن . الان هم خیلی ریفیقن مگه نه ؟ پارسال کلی خبرهای خوب میدادن امسال هم همینطور.

سوال نظر سنجی آخرین برنامه ی 90 هم در مورد پیش بینی عملکرد تیم ملی بود . نمیدونم چرا نتونستم گزینه ی مورد نظرم رو پیدا کنم . با خودم فکر کردم که نکنه وقتی رفتن به جنوب شرق آسیا بعد از تعویض ها ترش کنن و جفتک بندازن . یا اینکه با هم دعوا کننو هزاران اتفاق که وقتی پارسال آهنگ های غرور آفرین یا لبخندهای دلبری خیابانی رو میدیدیم اصلا فکرشم نمیکردم. ولی من امیدوارم همچنان.....

مرده شور بو قلمون صفت

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 18:27  توسط یکی از مرده شورها  | 

ملت با غیرت و متعصب تبریز تصمیم گرفتند که برای مردان تهرانی روسری بفرستند.

از اون جایی که مردم تبریز هنوز هم بنزین رو با لیتری80 تومن خریداری می کنند و کارت های سوخت خودشون رو در سطل های زباله ریخته اند و سهمیه بندی سرشان نمی شود (چون غیرتی هستند (مثلا)) تصمیم گرفتند برای مردان بی بخار (البته از نظر اون ها) تهرانی روسری بفرستند.

ما به مردم تبریز پیشنهاد می کنیم تا اول برای خانم های تهرانی روسری های در قطع بزرگ بفرستند (اون هایی که خانم ها سر می کنند به اصطلاح روسری نام دارد چون من که ندیدم قسمتی رو بپوشاند شما دیدید؟) تا بعدا فکری به حال حجاب اقایان بکنیم.

 مرده شور زیگیل

+ نوشته شده در  جمعه هشتم تیر 1386ساعت 20:38  توسط یکی از مرده شورها  | 

سلام

من طی یک عملیات ضربتی تصمیم گرفتم که بعد از یک سال پول پای این مجله فوتبال دادن دیگه اون رو نخرم. البته من قبلا هم این تصمیم رو گرفته بودم که منصرف شدم ولی این دفعه این تو بمیری از اون تو بمیری ها نیست و تصمیمم جدیه و از مرده شوران نسبتا محترم و کلیه افرادی که در حل کردن جدول مجله در سر کلاس و در موقع تدریس معلم به من کمک کردند می خواهم که به دست و پای من نیفتند و سیریش بازی در نیاورند .

از کلیه ی دست اندر کاران تهیه ی مجله فوتبال می خواهم که از غم دوری من ناراحت نشوند و یه موقع خدای نکرده خود کشی نکنند و من با کمال رضایت می خواهم که به چاپ مجله ادامه دهند و یه موقع به خاطر دوری من در مجله رو تخته نکنند.

باید خیلی مواظب باشم که وسوسه نشم و نرم دوباره مجله فوتبال بخرم و سعی میکنم دیگه از دم دکه روزنامه فروشی رد نشم تا یه موقع وسوسه نشم و ..............

شاید از مامانم بخوام که دستامو به تخت ببنده تا ترک کنم. البته میدونم که اگه یه بار نخونم دیگه از سرم میفته و خلاص. (البته امیدوارم)

شاید دیدی خود کشی کردم چون من خیلی احساساتی هستم (نیستم؟). از شما میخوام که زیاد خودتون رو نزنید و گریه زاری نکنید . همچنین از شما میخوام که توی اعلامیم بنویسید " شهید راه مجله ی فوتبال " (قابل توجه فوتبالی های خفن که خیلی ادعا دارند ولی هیچ کدام برای فوتبال خودکشی نمی کنند و می خوام بدونن که من از همه ی اون ها فوتبالی ترم.)

دفعه ی بعد که این وبلاگ اپ میشه دو حالت وجود داره:

1-     من مردم و اعلامیم رو میبینید.

2-     من صحیح و سلامت هستم در حالی که خبرهای موجو در مجلهی فوتبال رو براتونمی نویسم.

دیگه بغضم گرفته کم کم داره اشکم در میاد ..................حالا دیگه کیبورد خیس شد البته خیسی کیبورد به خاطر اب بارونه که از پنجره ی باز اتاق روی اون ریخته

خدانگهدار شاید تا قیامت

مرده شور زیگیل

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 21:10  توسط یکی از مرده شورها  | 

 

پيرزن هرماه يكبار جوان مي شد.وقتي نامه محمود مي رسيد انگار اكبراقا خدابيامرز هم از توي آن قاب عكس قهوه اي به رويش مي خنديد.سابق براين نامه هاي محمود زودزود مي رسيدند.پيرزن ديگر قبول كرده بود محمود درفرنگ ان قدرسرش شلوغ هست كه نرسد بيش از اين براي مادر بنويسد.
مريم دختر همسايه كه سه سال پيش شده بود نامزد محمود قدر پيرزن چشم انتظار نامه بود.پيرزن هروقت پستچي مي امد درخانه و صدا مي زد:"طوبي خانم!نامه...."...زود پنجاه توماني راازلاي قران بيرون مي اورد ومي گذاشت كف دست پستچي."خداخيرت بدهد".
بعدزنگ خانه مريم اينها را مي زد ودخترك چادرسفيدش را به سر مي كردومي نشستند باهم كنار حوض حياط.طوبي خانم قليانش راراه مي انداخت.عينك ته استكاني اش را مي زدوبه مريم مي گفت:"بخوان مادر!بلند بخوان...".
محمود نوشته بود چهارشنبه برمي گردم...

***
چهارشنبه از خانه پيرزن بوي الرحمن مي امد.مريم گريه مي كرد.محمود هنوز نرسيده بود.ديگ بزرگ وسط حياط /كنار همان حوض قديمي داشت قل قل مي كرد.چند تا بچه "بالا بلندي "بازي مي كردند.
خوب اگر نگاه مي كردي ...پيرزن آرزوهايش راكنار آتش ديگ جا گذاشته بود...

مرده شور زیگیل

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 16:9  توسط یکی از مرده شورها  | 

تی ری انری بازیکن تیم ارسنال به بارسلونا پیوست.

مبلغ قرار داد او بیست و چهار میلیون یورو است.

مسئولان بارسا اعلام کردند انری یکی از بهترین خریدهای ان ها در فصل اینده است.

 مرده شور زیگیل

+ نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت 13:4  توسط یکی از مرده شورها  |