زندگی آب تنی کردن در حوضچه ی اکنون است |
چلسي قهرمان نشد و حاصلش اشك هايي است كه با اشك هاي اسمان در مي اميزد.
من نمي دانم خوزه در كجاي جهان اشك مي ريزد اما مي دانم كه اشك مي ريزد.
فوتبال ورزش بي رحمي است.
همانطور كه به خوزه رحم نكرد به چلسي هم رحم نمي كند.
دوست دارم زمين را لعنت كنم . اسمان را هم.
اسماني كه سيل اشك هايش را بر زمين جاري ساخت تا تري را وادار كند كه اشك بريزد .
اخر چرا بايد باراني باشد تا زميني سر شود و اشک هایی جاری .


مرده شور زیگیل
خوب هستین؟حدودا یه یک سالی میشه آپ نکردیم.همش تقصیر این مرده شورای دیگه اس.مرده شور شرور که خنثی بود از اول.مرده شوران بو قلمون صفت و بی خیال هم که حاجی حاجی مکه شدن.مرده شور زیگیلم هر روز میگه دیگه امروز آپ می کنم.عب نداره زندگی همینه دیگه.
ما هرروز در هفته امتحان داریم و همه با هم دپ زدیم هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم.
مرده شور ذلیل مرده
رفیعی(ناظم گلمون):گلوله نمک.شخص مذبور گاهی انقدر نمک میریزد که همه عوامل دانش آموزان وبقیه شور می شوند.
پور فرخی(معلم آمادگی دفاعی)عامل اعصاب.به هنگام تدریس با صدای بلندی داد می زند یا به عبارت دیگر تدریس میکند.فلذا درسش در من درونی شده و من از الفاظ آمادگی دفاعی استفاده می کنم.
اسماعیلی(معلم کامپیوتر)عامل تهوع. به دلیل زیاده روی در مزخرف گویی.
حسینی (معلم جامعه و مامان یکی از دانش آموزا):عامل تاول زا.بدون شرح
نعمتی(آموزگار دینی)عامل خون.وی پریروز منو شست چلوند پهن کرد اتو کرد گذاشت تو دراور.البته در این مورد من و مرده شور زیگیل و شرور هم عقیده ایم و مرده شوران بی خیال و بوقلمون صفت از جمله مریدان وی هستند.
ساکی(معلم تاریخ)لقب ندارد.اگر در توان ما بود به سیبری یا مغولستان تبعید می شد.
عسگری(معلم جغرافی)ایضا.اگر در توان ما بود به قشم تبعید میشد تا با درختان مانگرو خوش باشد.
محمدی(مشاور عزیزمون)همه عوامل باهم به خصوص اشک آور.اگردر توانم بود با گیوتین سر از تنش جدا می کردم.
عید پیشاپیش مبارک.
مرده شور ذلیل مرده
(توجه داشته باشید کسی نباید گریه ی مرد رو ببینه .)
راستش دلم خیلی واسه مرده شستن تنگ شده بود .هرروز مرده شور ذلیل مرده و زیگیل میومدن و از مرده های چاق و چله ای که شسته بودن تعریف میکردن ومن دلم میخواست . میگفتن که بازدیدکنندگان جنازه ها از ۶ نفر هم بیشتر شدن .
اما حیف که تخت مرده شور خونه ی ما خراب بود و کسی هم به دادمان نمی رسید آخه فکر نمی کردن که کی باید جواب قبرستونای پرپیچ و خم مردم رو بده ؟![]()
برای پیدا کردن استعاره ها جایزه میگزاریم .در صورت لزوم می توانید از سرکار خانم امیری
هم مدد بگیرید البته اگه جرئتشو دارید
راهنمایی :در خط دوم تلمیح دارد به یه عالمه چیز مشکی نازک که پشت لپ میرویدو جدیدا بعضی ها بهش گیر دادن تا ببینیم بعد عید خدا چی میخواد![]()
قربان شما
مرده شور بوقلمون صفت
من اومدم.خورده تو حال من و بقیه مرده شورا!
می خواین ماجرا رو بفهمین؟حداقل این جوری با ذات پلید ناظم مدرسه ما آشنا میشین.![]()
امروز کلا بد شروع شد.
ما امتحان تاریخ ادبیات داشتیم.سرزنگ ورزش این امتحانو از ما گرفتن.(دبیر تاریخ ادبیات انقدر وقت نداره که امتحان سر زنگ خودش باشه)معلم ورزش همه مارو از هم جدا کرد و من یکی امتحانو در کمال بدبختی دادم.![]()
زنگ نماز بود.ما توی راهرو بازی می کردیم.(یه بازی من درآوردی.یکی از بچه ها شال گردنشو اززیر پای بقیه بچه ها رد می کرد بقیه هم باید می پریدن.)ناظم از ته راهرو پیداش شد.ما دویدیم تو کلاس.ناظم اومد.باعملیات غربالگری ۴تا از بچه ها رو با خودش برد.۲تا از اونا زیر برگه انظباطیو امضا کردن.۲نفردیگه امضا نکردن.آخر زنگ در حالی که به شدت گریه می کردن اومدن.برای اولین بار مامرده شورا جون سالم به در بردیم.ما مرده شورا خسته ایم خسته تر از همیشه.![]()
مرده شور ذلیل مرده
الآن مرده شور زیگیل و بوقلمون صفت دارن تو راه پیمایی خوش می گذرونن در حالیکه من اینجا غمباد گرفتم.نپرسین چرا نرفتم.چون داغ دلم تازه میشه.
بگذریم.اون روز در حالیکه بزن وبرقص تو کلاس داشتیم.معلم دینی یهو از غیب ظاهر شد ومارو مورد عتاب وخطاب قرار داد.ما هم پشت دستمونو داغ کردیم.![]()
کارنامه های مارو دادن ولی بی معدل جالب نیست؟![]()
ارادتمند
مرده شور ذلیل مرده
نيم فصل دوم امتحانات درحال برگزاريه (بعد از تعطيلات) و ما همين جور داريم تو برگه هامون كارهاي بد بد مي كنيم و فكر مي كنيم كه دولت بايد يه بودجه اي رو به واردات اسفند اختصاص بده چون يه موقع زبونم لال با اين شاهكارهامون چشم مي خوريم و ما هم كه ميدونيد اينده سازان اين مملكت هستيم .
امروز سومين امتحان ما در نيم فصل دوم بين ما و ادبيات برگزار شد و ماشالله هفت قران به ميون (خدايا چقدر درس ها در من دروني شده) ما از اول سال يه پنج ششتايي معلم ادبيات عوض كرديم و بايد هر چيز رو به چند روايت مي خونديم وماشالله اختلاف بين علما انقدر زياد بود كه مثلا ارايه ي يك بيت به روايت بصام تضاد بود و به روايت شهابي تناسب.(به منکرش لعنت)
حالا امتحان شروع شده . صفحه ي اول و دوم رو يك خط در ميون جواب ميدم ولي حالا رسيدم به صفحه سوم . همه ي سوال ها رو بدون خطي در ميون جواب نميدم و انها رو واگذار مي كنم به بند (ت) واين حرفا (تقلب)
معلم كمي تا قسمتي منگ ما هم كه سرش تو گوشيش بود و داشت براي خودش پيامك سند مي كرد(نگيد اس ام اسا كلمه ي بيگانس دهنتون نجس ميشه)ما هم فرصت رو مغتنم شمرده و به تبادل اطلاعات پرداختيم . مرده شور شرور هم كه هي كتاب باز ميكرد و هي اين كتابه تلپي مي افتاد و زمين و ديگه اخر سر هم معلمه يه كمي غيرتي شد و گفت كتابو بده به من تاخيالت راحت شه و شرور فرمود كه به دليل كثرت ظروف شيركاكائو در زير ميز كتاب مربوطه به زمين مي افتد .(حسن تعليل)
يه سوال هم اين بود كه بايد داستان بچه هاي اسمان رو يه جور ديگه تموم مي كرديم و اين جواب من: علي بعد از كسب رتبه ي اول جايزشو يواشكي با كتوني عوض ميكنه و كيفور ميشه ولي وقتي ميرسه خونه ميبينه كه زلزله اومده و زهرا هم مرده .
اي كه سيلاب اشك از ديدگانم سرازير شد .واي كه چقدر تاثيرش بيشتر شد.حالا شايد اگه خيلي اصرار كنيد فيلمش رو هم بسازم .(ولي شما كه ميدونيد جيب من پر از خاليه.)
راستي به نظرتون دكارته چقدر به تنارديه نزديكه ؟ اخه من اسم اون خونواده توي كوزتو دكارته نوشتم.
به نظرخودم كه درسته چون مهم نيت ادمه. (ارتباط معنايي دارد با حديث:الاعمال بنيات )
حالا فهميديد كه ادبيات چقدر تو من دروني شده؟؟؟؟ من به كميته ي استعداد ياب نيازمندم .
يكي منو دريابه!!
زززززززززززززززززززززززووووووووووووووووووووووووووددددددددددددددددددددد
مرده شور زیگیل
مرده شور ذلیل مرده
حالتون خوبه؟ما مرده شورا توپیم.۴ نفر از ما یعنی ذلیل مرده که خودم باشم و بوقلمون صفت و بی خیال وزیگیل دلمون می خواد از خوشحالی سرمونو بکوبیم به دیوار.چرا؟چون ۳روزه تعطیلیم.امروزو زحمت کشیدیم و رفتیم مدرسه ولی مدیره محترمه مدرسه رو تعطیل کردن!فردا و پس فردا رو هم آموزش و پرورش!امروز ما عین بی بی سی عمل کردیم و خبر تعطیلی مدارسو به هم مخابره کردیم در نتیجه امروز من ۲ساعت پای تلفن بودم.
من میرم از خوشحالی سرمو بکوبم به دیوار
بای
مرده شور ذلیل مرده
دروغ ميگن شايعه ست همه اولش همينو ميگن
ولي انگار حقيقت داره انگار كه نه حتما
رفيعي مياد و تاييد ميكنه
آره فردا امتحان تاريخ ادبيات داريم
نهايت بدبختي
ازمون مي خواد غليانات درونيمون رو كنترل كنيم ولي مگه ميشه همه از شدت خوشحالي اشك تو چشاشون جمع شده و بال هاشون جوونه زده
همه ميگن برگمون رو سفيد ميديم
ولي نه
خانم نعمتي يك بار ديگه ويژگي بچه هاي فرهنگ رو به يادمون مياره
دو رويي
چاپلوسي
فضولي يا به معناي دقيق تر آنتن بازي
چاره اي نيست جزاين که درس بخونيم
ساعت 9 شب ميرسم خونه و تا ساعت ده و نيم مي خونم
كمي تا قسمتي روزنامه وار
تموم نميشه
ساعت 4 و صداي گوش خراش ساعت
بيدار ميشم مي خونم تا ساعت 6
ولي هنوز مونده
سر زنگ هاي ديگه زير ميز يه چيزهايي مي خونم
ميگن امتحان زنگه اخره و تستي
خوشحالم
زنگ آخر دو كلاس ادغام ميشيم
يعني تو هر ميز سه نفر
نهايت خوش شانسي
خانوم نعمتي درس ميده تا يه ربع آخر
برگه ها توزيع ميشه
از كل كتاب ! خيلي هم سخت
تقريبا شش نفري جواب ميديم
خانوم نعمتي پاسخنامه رو در مياره
بهمون ميگه اگه آنتن نشيم جواب ها رو مي خونه
شروع ميكنه به خوندن
تند تند جواب ها رو درست مي كنيم
تصميم مي گيريم براي خودمون اسفند دود كنيم
چون با اين همه تبادل اطلاعات تقريبا نصف سوال ها رو اشتباه زديم
خوندن جواب ها تموم ميشه
خانم نعمتي اما از ما مي خواد كه برگه ها مون رو بذاريم تو كيفامون
و در يك لحظه فقط صداي خش خشه که از جروا جر شدن کاغذها به گوش میرسه
زنگ ميخوره
عصبانیم
ونفرين مي كنم كادر فني مدرسه رو
به خاطر اين شوخي مسخره
مرده شور زیگیل
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|